تبلیغات
بغض بی صدا - باران

آن شب باران می بارید…

باران که می بارد به تو مشتاق تر می شوم…

و از همین شوق بی چتر آمدم… ولی آمدم…

و تو نمی دانی که جه بارانی بود، چون نیامدی…

و باران می بارید…

آن شب تب کردم و تو هیچ نکردی…و باران می بارید…

و بالاخره دیشب مردم و حتی تو تب هم نکردی…



♥ پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 ساعت 05:19 ب.ظ توسط سما تنها نظرات()